گفتگو با تام رایت، معمار هفت ستاره دبی

1 48

در صفحه نخست وب‏سايت تام رايت، اين جمله از وي نقش بسته است: «اگر بتوانيد ساختماني را تنها با چند حرکت قلم طوري طراحي کنيد که همه بتوانند هويت ساختمان و نه الزاما ساختار آن را تشخيص دهند، گام اصلي را به سوي خلق يک معماري آيکونيک برداشته‏ايد.»

تام رايت را بيشتر به‌واسطه ساختمان‏هايش مي‏شناسند. به‌ويژه هنگامي که نام برج ‏العرب به ميان مي‏آيد، کمتر کسي است که تصويري از آن در ذهن نداشته باشد. وي که خود شخصا هتل هفت ‏ستاره‏ برج‏ العرب را به عنوان نمادي براي آينده دوبي طراحي کرده است، دفتر اصلي گروه طراحي اتکينز را در لندن مديريت مي‏کند که يکي از بزرگ‌ترين و فعال‏ترين شرکت‏هاي بين‏المللي به‌ويژه در آسيا و خاورميانه است و تاکنون پروژه‏هاي متعددي را در زمينه‏هاي مختلف معماري، پل‏سازي، بنادر، سکوهاي نفتي و… در سراسر جهان طراحي و اجرا كرده است. اين شرکت با توجه به تنوع، کيفيت، مسووليت‏پذيري و نوآوري در پروژه‏هاي خود، در سال ۲۰۰۸ ميلادي به عنوان «معمار سال» و «جوان‌ترين معمار خاورميانه» برگزيده شده است.اين گفت‏وگو به بهانه نخستين حضور حرفه‏اي تام رايت در ايران صورت گرفته است که در خلال آن، برخي از تجربيات و ديدگاه‏هاي وي در طراحي به عنوان يکي از پرکارترين معماران حاضر در ساخت‏وسازهاي سال‌هاي اخير دوبي مورد پرسش قرار مي‏گيرد. بخشي از اين گفت‏وگو به‌صورت اينترنتي و بخشي نيز در تهران انجام شده است.

 

برای خواندن این گفتگو به ادامه مطلب مراجعه کنید.


با نگاهي به آثار اتکينز، به نظر مي‏رسد که فرم‏هاي ايجادشده از يکديگر بسيار متمايز هستند و به عبارت ديگر هر ساختمان داراي يک شخصيت متفاوت است. چه عامل يا عواملي منجر به بروز اين کيفيت و تنوع در فرم‏ها شده است؟ به طور کلي چه رويکردي را در معماري دنبال مي‏کنيد و تابع چه ديدگاهي در طراحي هستيد؟
روش ما در اتکينز بدين ترتيب است که براي هر پروژه، خصوصيات و ويژگي‏هاي سايت را به دقت بررسي مي‏کنيم و بر اساس آن و با توجه به محدوديت‏هاي موجود، سعي مي‏کنيم ساختمان را طوري طراحي کنيم که در عين حال بيشترين نمود از خواسته‏هاي کارفرما باشد. اين روش در طراحي، راهي در جهت دست‏يابي به سبک‏هاي متنوع است که به‌واسطه همکاري گروهي از معماران مختلف شرکت اتکينز که در فرآيند طراحي حضور دارند، محقق مي‏شود. در حقيقت هر پروژه متفاوت از پروژه‏هاي ديگر است، ولي همه آنها داراي سطح مشخصي از کيفيت طراحي هستند.

.
برج‏ العرب يکي از مشهورترين آثار شماست؛ در اين فرم خاص به دنبال ارائه چه کاراکتري بوده‏ايد؟ آيا اين طرح را نقطه عطفي در مسير حرفه‏اي خود مي‏دانيد؟
برج‏ العرب هنوز بارزترين پروژه‏‏اي است که من طراحي کرده‏ام. گمان مي‏کنم بسيار سخت باشد که دوباره چنين فرصتي را در اختيار داشته باشم. نقطه قوت اصلي در اين پروژه آن بود که خواسته‏ها و انتظارات کارفرما را پيش‏بيني کرديم و دقيقا مي‏دانستيم که وي در اين پروژه به دنبال چيست. اين پيش‏بيني تضميني بر موفقيت طرح بود.

.
با توجه به اينکه بارها اظهار داشته‏ايد که در طراحي برج‏ العرب دستيابي به يک اثر نمادين که به مشخصه دوبي تبديل شود موردنظر کارفرما بوده است، تا چه حد و بر چه اساس خود را در تحقق اين امر موفق مي‏دانيد؟
مي‏توانم بگويم که من بهترين شخص براي پاسخگويي به اين سوال نيستم. بلکه ديدگاه مردمي که در خيابان‏ها حاضر و ناظر بر ساختمان‏ها هستند، واژه آيکونيک را در خصوص يک اثر معنا مي‏بخشد. بايد از آنها بپرسيد. تنها چيزي که من مي‏گويم اين است که اين هتل يکي از بناهايي است که بيشترين تعداد عکس از آن گرفته شده است. فکر مي‏کنم که اين مقدمه‏اي در پاسخ به سوال شماست.

.
در سال‌هاي اخير، دوبي به‌دليل جذب حجم انبوهي از سرمايه‏ها، به عرصه‏اي براي تحقق ايده‏هاي بلندپروازانه معماران تبديل شده است. با توجه به تجربيات خود در اين منطقه، آينده اين جريان را چگونه ارزيابي مي‏کنيد؟ خوب يا بد؟
البته اين خوب است که معماران هر چيزي که مي‏خواهند بتوانند بسازند.
منظورم خوب يا بد براي معماري است، نه معمار.
منظور شما را مي‏فهمم. من فکر نمي‏کنم معماران بتوانند هر چيزي که تصور مي‏کنند بسازند، چرا که بسياري از مسائل، از جمله مسائل مالي، قوانين يا زيرساخت‏ها همواره آنها را محدود مي‏کند. از سوي ديگر، کارفرمايان طرح‌‌هايي را مي‏پذيرند که جالب و جذاب باشد و در عين حال به دنبال نتيجه خوب و سريع هستند. بنابراين حتي بهترين و بلندپروازانه‏ترين ايده‏هاي معماران هم ممکن است مورد قبول کارفرما واقع نشود. به عقيده من معماري در دوبي به طور کلي فرآيند خوبي را طي نمي‏کند، بلکه همانند يک لباس ناهماهنگ و به هم ريخته است که ترکيبي از همه ايده‏ها، سبک‏ها و تصورات متفاوت و حتي متناقض در آن نمايان است.
شايد به‌خاطر اين است که آنها هيچ پيش‏‌زمينه‏‏اي براي هويت‏بخشي به معماري امروز خود ندارند.
بله و به همين دليل است که خواسته‏هاي کارفرما بسيار متفاوت از چيزي است که در اروپا وجود دارد. در اروپا مجموعه عناصري وجود دارند که شما را محدود مي‏کنند. معماري‏اي که در خيابان‏ها مي‏بينيد ايده‏هاي خاصي را به شما القا و به عبارت صريح‏تر حکم مي‏کنند و سبک‏هاي قديمي‏اي وجود دارند که به‌صورت يک ترکيب هماهنگ، سيماي شهري را به وجود مي‏آورند. اما در دوبي با وجود روند سريع پيشرفت و ساخت‏وسازهاي گسترده‏اي که طي ۲۰ سال گذشته صورت گرفته است، تصور نمي‏کنم که مردم هم به مسائل اينچنيني توجه خاصي نشان داده باشند يا اينکه برنامه‏ريزي مشخصي براي کنترل اين مسائل وجود داشته باشد. مي‏خواهم اينجا باز به برج‏ العرب اشاره کنم که مسووليت خاصي را در اين زمينه بر دوش گرفته است، چرا که نتيجه يک نگاه متفاوت و مجرد به معماري در اين منطقه بوده است. کارفرمايان آن نيز مي‏خواستند که اين بنا کاملا متفاوت از ساير ساختمان‏ها باشد؛ دقيقا همان نقشي که اپراي سيدني در هويت آن شهر ايفا مي‏کند. فکر مي‏کنم که اين نگرش ناشي از خصلت و ذهنيت عرب‏هاست که به دنبال معماري نمايشي و تفاوت‏هاي شاخص هستند.

.
با اين توضيحات، امروزه نقش معماري، به‌ويژه معماري فضاها و کارکردهاي عمومي، در جهاني شدن شهرها تا چه اندازه است؟ آيا معماري مي‏تواند باعث به وجود آمدن يک هويت جهاني براي شهر شود؟
معماري انعکاس ايده‏آل‏هاي کارفرماست. در حقيقت ساختمان‏هايي که در يک شهر ساخته مي‏شوند، هويت شهر را همان‌طور که ساکنان شهر مي‏خواهند رقم مي‏زند و نگاهي که مردم به عنوان مالکان و سازندگان ساختمان‏ها به معماري دارند شهرشان را تعريف مي‏کند. اين به ندرت اتفاق مي‏افتد که يک ساختمان، يک شهر را تعريف کند.

.
در زمينه طراحي مراکز خريد، کداميک را موفق‏تر مي‏دانيد؟
بيش از هر چيز، جنبه‏هاي فيزيکي و کارکردي اصلي هستند که موفقيت يک مرکز خريد را تضمين مي‏کنند. تنها کافي است که شما در طراحي خود يکسري قوانين مشخص را دنبال کنيد. نمي‏توانم با اطمينان يک نمونه را به عنوان نمونه موفق و مورد علاقه‏ام نام ببرم، ولي مرکز خريد وست‏فيلد Shopping Center Westfield در انگلستان، نمود و وضوح خاصي در حوزه عملکردي خود دارد که به سختي مي‏توان آن را ناديده گرفت.

.
امروزه مراکز خريد، علاوه بر کارکرد اصلي خود، عملکردهاي مختلف و متنوعي را در جهت پاسخگويي به نيازهاي فرد در درون خود جاي داده‏اند. اما به نظر مي‏رسد به گونه‏اي مستقل از شهر عمل مي‏کنند و ارتباط خود را با محيط پيرامون از دست داده‏اند. آيا اين موضوع را مثبت ارزيابي مي‏کنيد؟
ابتدا بايد به اين موضوع پرداخت که اساسا مردم چرا به مراکز خريد مي‏روند. در اين زمينه مي‏توانم به مصداقي اشاره کنم که در آن احداث يک مرکز خريد جديد در يکي از حومه‏هاي شهري انگلستان، موجب شد که مغازه‏ها و واحدهاي خرد تجاري آن محدوده که به طور سنتي مراکز ارتباط جمعي بودند، رونق و حيات خود را از دست بدهند. براي مردم بسيار ساده‏تر و ارزانتر بود که به يک مرکز خريد بزرگ بروند و يکجا مايحتاج مورد نظر خود را خريداري نمايند تا اينکه از تعدادي مغازه کوچک و پراکنده خريد کنند. به هر حال، در ابتدا به نظر مي‏رسيد زندگي‏اي که در آن منطقه جريان داشت از ميان رفته است اما به تدريج اين مغازه‏ها جاي خود را در همان مرکز خريد يافتند و مجددا به زندگي مردم بازگشتند.

.
با توجه به ماهيت مراکز خريد، آيا کشش و جذابيت را مي‏توان به عنوان يک اصل در طراحي آنها مطرح نمود؟
مسلم است که بايد اين طور باشند. شايد نفر اول و دوم خودشان به مجموعه بيايند ولي نفر سوم را بايد به آنجا کشاند. در گذشته اين جذابيت چندان مطرح نبود، چرا که در کل شهر تعداد محدودي مرکز خريد وجود داشت که مردم مجبور بودند براي رفع احتياجات خود به آنها مراجعه کنند. در آن زمان حق انتخاب محدود بود، ولي اکنون بحث رقابت مطرح است يعني بايد کاري کنيم که…
اتفاقا سوال بعدي همين است که چطور مي‏توانيم در اين رقابت، مراکز خريد را جذاب‏تر کنيم؟
به نظر من بايد به اين موضوع هم از بعد تجاري و هم از بعد معماري نگاه کرد. يعني اينکه به يک مرکز خريد به عنوان يک مجموعه توجه کنيم، نه صرفا به عنوان يک حجم ساختماني و نه چيزي شبيه به جعبه. لذا بايد علاوه بر بازي‏هاي معمارانه در فرم بنا، تنوعي از عملکردهاي مختلف را در آن برنامه‏ريزي کنيم.

.
اين موضوع را از لحاظ فرم معمارانه چگونه مي‏بينيد؟
به زبان ساده بايد گفت که هر مرکز خريد نيازمند يک فاکتور هيجان‏انگيز است که آن را در اين رقابت متفاوت جلوه دهد. گاهي اوقات موضوع تنها به يک واحد تجاري در مجموعه يک مرکز خريد محدود مي‏شود. اما اين روزها در اغلب موارد جذابيت يک فرم کلي است که کمک کند تا يک مرکز خريد براي تمامي اعضاي خانواده جذاب باشد.

.
چه نوع سازماندهي فضايي و کارکردهايي در Shopping Center، Mall Shopping و Store Department متمايزکننده اين سه نوع، از يکديگر هستند؟
Center اShopping معمولا مجموعه‏اي از مغازه‏ها با يک مسير پياده سرپوشيده بين آنهاست. Mall Shopping يک حجم بزرگ با مغازه‏هاي داخل آن در سبک آمريکايي است. Store Department يک فروشگاه تحت نظر مديريت واحد است که دپارتمان‏هاي مختلفي براي فروش اجناس خود دارد و در حقيقت گونه اوليه و تکامل‏نيافته Mall Shopping است.

.
درحال‌حاضر در بسياري از نقاط جهان کار مي‏کنيد. از نظر خودتان در کدام کشورها مردم ارتباط بهتري را با آثار شما برقرار کرده ‏اند؟
راحت‏تر است که بگوييم کجا کمتر فهميده مي‏شويم. در حقيقت آثار ما براي مردم انگلستان و چنين بسترهاي اجتماعي و فرهنگي کمتر قابل درک است. چرا که سبک ما نه آنقدر سنتي و محافظه‏کارانه است و نه کاملا به دنبال آخرين مد روز.در صفحه نخست وب‏سايت تام رايت، اين جمله از وي نقش بسته است: «اگر بتوانيد ساختماني را تنها با چند حرکت قلم طوري طراحي کنيد که همه بتوانند هويت ساختمان و نه الزاما ساختار آن را تشخيص دهند، گام اصلي را به سوي خلق يک معماري آيکونيک برداشته‏ايد.»  تام رايت را بيشتر به‌واسطه ساختمان‏هايش مي‏شناسند. به‌ويژه هنگامي که نام برج‏ العرب به ميان مي‏آيد، کمتر کسي است که تصويري از آن در ذهن نداشته باشد. وي که خود شخصا هتل هفت‏ستاره‏ برج‏ العرب را به عنوان نمادي براي آينده دوبي طراحي کرده است، دفتر اصلي گروه طراحي اتکينز را در لندن مديريت مي‏کند که يکي از بزرگ‌ترين و فعال‏ترين شرکت‏هاي بين‏المللي به‌ويژه در آسيا و خاورميانه است و تاکنون پروژه‏هاي متعددي را در زمينه‏هاي مختلف معماري، پل‏سازي، بنادر، سکوهاي نفتي و… در سراسر جهان طراحي و اجرا كرده است. اين شرکت با توجه به تنوع، کيفيت، مسووليت‏پذيري و نوآوري در پروژه‏هاي خود، در سال ۲۰۰۸ ميلادي به عنوان «معمار سال» و «جوان‌ترين معمار خاورميانه» برگزيده شده است.اين گفت‏وگو به بهانه نخستين حضور حرفه‏اي تام رايت در ايران صورت گرفته است که در خلال آن، برخي از تجربيات و ديدگاه‏هاي وي در طراحي به عنوان يکي از پرکارترين معماران حاضر در ساخت‏وسازهاي سال‌هاي اخير دوبي مورد پرسش قرار مي‏گيرد. بخشي از اين گفت‏وگو به‌صورت اينترنتي و بخشي نيز در تهران انجام شده است.

.

کدام معمار يا اثر معماري در جهان بر سير انديشه‏ها و جهت‏گيري حرفه‏اي شما تاثيرگذار بوده است؟
ساختمان‏هاي متنوع زيادي در جهان هستند که من آنها را دوست دارم، بناهايي که معماران مختلف و با ديدگاه‏هايي مختلف آنها را طراحي کرده‏اند. اما بيشتر از اين ساختمان‏ها، برخي از عناصر و جزئيات معماري آنهاست که نظر مرا به خود جلب مي‏کند. اين اجزا در ترکيب با جزئياتي که خود در ذهن دارم، ممکن است الهام‏بخش من براي طراحي‏هاي آينده باشد. به عقيده من، کوچک‏ترين جزئيات يک پروژه نيز درست به اندازه ايده کلي همان پروژه داراي اهميت است.

منبع : همشهری معماری ، پدرام صميمي ‏فر ( وب سایت فارسی کد )

کپی با ذکر منبع وب سایت مجاز می باشد.

.

.

مستند بسیار زیبای برج دوبی ( بلندترین برج جهان )

مجموعه فوق العاده شاهکارهای هفت معمار

محموعه فوق العاده شاهکارهای معماری جهان

 

 

1 نظر
  1. mohsen.aaa می گوید

    فدای دست و
    پنجتون…………….

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.